loading...

eshghozendegi

eshghozendegi

بازدید : 7565
11 زمان : 1399:2

لمس هراسي چيست؟لمس هراسي (همچنين به نام هاي آففوبيا ، هافوفوبيا ، هاپنوفوبيا ، هاپتفوبيا ، هاپتوفوبيا ، تيكسوفوبيا ، آپنفسفوفيا) نيز شناخته شده است.
چه عواملي باعث ايجاد لمس هراسي مي شود؟هيچ علت شناخته شده اي از لمس هراسي وجود ندارد.
برخي محققان معتقدند كه افراد با آن متولد شده اند يا اينكه تغيير در عملكرد مغز ممكن است نقشي داشته باشد.
برخي ديگر بر اين باورند كه اين ناشي از تجربيات آسيب زاي گذشته است.
ممكن است در افرادي كه تجاوز جنسي را تجربه كرده اند يا آسيب ديگري ديده مي شود.
لمس هراسي touched haphephobiaعلائم لمس هراسيلمس هراسي چيزي بيش از آن است كه فقط به سمت داخل گره بخورد وقتي كسي ناخواسته شما را به آغوش مي كشد يا به فضاي شخصي شما در مترو حمله مي كند.
درعوض ، اين ترس اغلب فلج كننده است كه در صورت عدم درمان مي تواند تأثير مخربي بر زندگي شما بگذارد.
اين احساس فلج كننده همان چيزي است كه شخصي را كه صرفاً ناراحت است از تماس با كسي كه فوبي واقعي دارد، جدا مي كند.


در رابطه هاي دوستي و ازدواج مشكل زا مي شود.در مورد هاپفوبيا ، اغلب يك واكنش جسمي به لمس وجود دارد كه ممكن است شامل موارد زير باشد:
حملات هراسكندوهاغشحالت تهوعتپش قلببيش فعاليدر برخي موارد، ترس مي تواند آنقدر شديد شود كه شما آگورافوبي را ايجاد كنيد.
آگورافوبيا نوعي اختلال اضطراب است كه در آن فرد از مكان ها و موقعيت هايي كه باعث اضطراب مي شود اجتناب مي كند.

منبع : مگاروان -لمس هراسي

بازدید : 881
11 زمان : 1399:2

راهنماي روانشناسي كودك 4 تا 5 ساله شامل رشد زباني، شناختي، هوش هيجاني، حركتي و رفتاري كودك – زمان مطالعه 4 دقيقه.
كودك شما در حال بزرگ شدن است.
حواستان هست كه كودك شما مستقل تر شده و اعتماد به نفس بيشتري دارد؟
اگر هم نه، نگران نباشيد، كم كم خواهيد ديد.
نكات مهم تربيتي و روانشناسي كودك 4 تا 5 سالهاكثر كودكان در اين سنين استقلال، خود كنترل گري و خلاقيت بيشتري را نشان مي دهند.
از اينكه مدت زمان بيشتري را با اسباب بازي هايش بازي كند لذت مي برد، مشتاق تجربه چيزهاي جديد است، و هنگام خستگي هيجان هايش را بهتر مي تواند ابراز كند.
اگرچه كودكان با سرعت مخصوص به خود رشد مي كنند، اما اكثر كودكان نكات رشدي كه در ادامه اين مقاله خواهيد خواند را تا قبل از شش سالگي نشان مي دهند.
تربيتي و روانشناسي كودك 4 تا 5 ساله-4 5years development stem-toys
رشد چهار تا پنج سالگي: نقاط عطف زباني و شناختيكودك كنجكاو شما بهتر از قبل مي تواند يك مكالمه را اداره كند.
علاوه بر اين، گنجينه لغات كودك همراه با رشد فرآيند تفكر وي در حال رشد و پيشرفت است.
نه تنها كودك مي تواند سوال هاي ساده را به آساني و با منطق پاسخ دهد، بلكه مي تواند احساساتش را بهتر ابراز كند.
بيشتر كودكان در اين سنين از آواز خواندن و ساختن كلمات لذت مي برند. آنها پرانرژي، پر سر و صدا و گاهي باعث آزار و اذيت هستند.
نقاط عطف شناختي و زباني ديگر كه ممكن است كودك به آنها دست يابد عبارتند از:به وضوح با جملات پيچيده تر صحبت مي كند.ده شي يا بيشتر را مي شمرد.حداقل چهار رنگ و شكل هندسي را به درستي مي نامد.برخي حروف را مي شناسد و احتمالا مي تواند اسمش را بنويسد.مفهوم زمان و همچنين ترتيب فعاليت هاي روزمره را بهتر مي فهمد، مثل صبحانه در صبح، نهار هنگام ظهر و شام خوردن در شبانگاه.حوزه توجه وسيعتر دارددستورات دو يا سه قسمتي را دنبال مي كند. براي مثال، كتابت رو بذار سر جاش، دندانت رو مسواك بزن، و بعدش برو اتاقت بخواب.علامت هاي كلامي آشنا را مي شناسد، مانند “stop يا توقف”اگر آموزش ببيند شماره تلفن و آدرس خودش را مي داند.نقاط عطف حركتي مرتبط با مهارتهاي دست و انگشتكودكان از طريق بازي كردن ياد مي گيرند، و اين همان كاريست كه بايد در اين سنين انجام دهند.


در اين سن كودك بايد:
به راحتي بدود،لي لي كند،به توپ ضربه بزند و يا آن را پرت كند،از بلندي بالا برود و بپرد.ديگر نقاط عطف حركتي و مهارت هاي دست و انگشت براي كودك چهار تا پنج ساله عبارتند از:بيشتر از 9 ثانيه روي يك پا ايستادنكله ملق زدن را انجام مي دهد.بدون كمك گرفتن از پله ها بالا و پايين مي رود.به راحتي جلو و عقب قدم بر مي دارد.مي تواند يك سه چرخه را براند.مي تواند اشكالي مانند مثلث، دايره، مربع و ديگر اشكال را كپي كند.مي تواند يك آدم را با بدنش بكشد.دسته اي از بلوك هاي خانه سازي را روي هم مي چيند.قاشق و چنگال استفاده مي كند.لباسش را مي پوشد و درمي آورد، دندانش را مسواك مي زند، و ديگر مراقبت هاي شخصي را خودش انجام مي دهد.

منبع :كودك و نوجوان-روانشناسي كودك 4 تا 5 ساله

بازدید : 935
11 زمان : 1399:2

هشت اشتباهي كه والدين در مورد تربيت كودك پيش دبستاني مرتكب مي شوند. مدت زمان مطالعه 4 دقيقه
گاهي به نظر مي رسد كودك پيش دبستان شما قابليت ذاتي و خوبي براي از كوره در رفتن شما دارد.
و اين روز خوبي است. اما نترسيد، شما تنها نيستيد.
كودكان مي خواهند استقلال خود را داشته باشند.
اما آنها توجه نزديك و عشق مراقبين را هم خواهان هستند.
تربيت كودك پيش دبستاني پيش از 6 سالگيبر اساس نظر متخصصين سنين خردسالي بخصوص سه تا پنج سالگي فعال ترين و در عين حال چالش برانگيزترين دوره براي فرزندپروري است.
در اين مقاله، هشت اشتباه متداول والدين كودكان پيش دبستاني آورده شده است، و به دنبال آن راه حل هايي نيز براي اجتناب از آنها ارائه شده اند.
تربيت كودك پيش دبستاني و پيش از 6 ساله
1- فاصله گرفتن زياد از روتين هاثبات يك نكته كليدي در فرزندپروري و تربيت كودك پيش دبستان است. زماني كه ثبات كافي را در مورد عادات روزانه نداريد، كودكان گيج مي شوند و ممكن است بد قلق و بداخلاق شوند.
بر اساس نظر متخصصين، اگر يك بار به انها اجازه انجام كاري را بدهيد و يك بار جلوي او را بگيريد، انها نمي فهمند كه دقيقا بايد چه كار كنند.
كودك احتمالا برايش سوال مي شود كه چرا يك بار به او اجازه داديد هنگام تعطيل شدن در حياط مدرسه بازي كند و يك بار ديگر از او خواستيد سريعا با شما سوار ماشين شود تا به خانه برويد.
يا اينكه چرا ديشب با اينكه مامان خواب آلود بود ده دقيقه بيشتر با من نشست ولي امشب مي گويد نمي توانم.
نكات تربيتي :در اكثر امور ثبات داشته باشيد. چه در مورد انضباط باشد يا عادات خواب چه در مورد وعده هاي غذايي.
اگر سعي كنيد در نود درصد مواقع ثبات داشته باشيد و شما و كودكتان راضي باشيد كافي است و برخي استثناها اشكالي ايجاد نمي كنند.


تربيت كودك پيش دبستاني ظرافت هايي دارد كه بايد به آن توجه كنيد.
تربيت كودك پيش دبستاني و پيش از 6 ساله
2- تمركز روي كارهاي منفيبه سادگي و مدام در مورد كارهاي منفي كودك ناله مي كنيد و گاهي فرياد هم مي زنيد و نكات مثبت را ناديده مي گيريد.
والدين بيشتر اوقات روي رفتارهاي ناخوشايند كودك تمركز مي كنند، و مدام مي گويند:
نزن،
ننداز،
بشين روي صندلي
و غيره .
نكات تربيتي:زماني كه كودك كار درست را انجام مي دهد توجه كنيد، و رفتار خوب را پاداش دهيد.
بهترين پاداش دادن به كار خوب مي تواند شامل بوسيدن و بغل كردن كودك باشد. اين قبيل پاداش ها و تقويت ها تاثيراتي دراز مدت را بر كودك خواهند گذاشت.
از جملات مثبت براي تصديق رفتارهاي خوب كودك استفاده كنيد:
وقتي ارام نشستي و گوش مي دادي، خيلي دوست داشتم،اون روز كه با بچه ها توي زمين بازي مهربون بودي خيلي خوب بود.

منبع :كودك و نوجوان-تربيت كودك پيش دبستاني و پيش از 6 ساله

بازدید : 801
11 زمان : 1399:2

راننده اورژانس اجتماعي ما را مستقيم به كوچه‌اي مي‌برد كه منزل موردنظر در آن قرار دارد و ما بايد جايي پياده شويم كه نزديك محل اعلام شده نباشد، بچه‌هاي اورژانس فكر آبروي ساكنان خانه را مي‌كنند مبادا ميان همسايه‌ها برايشان حرف در بيايد كه فلاني‌ها…پيرمردي با چهره مهربان در آپارتمان را باز مي‌كند. به قيافه‌اش نمي‌آيد اهل آزار و اذيت كودكان باشد. سماوات اسم اميرسام را مي‌برد و پيرمرد تاييد مي‌كند كه كودك در خانه است و اجازه ورود مي‌دهد. پدر و مادر كودك هم در خانه هستند. اعتياد در چهره هر دوشان پيداست و معلوم مي‌شود دليل تماس چه بوده. پدر رفت لباس مرتب‌تري بپوشد، اما فريده مادر پسرك همان‌طور با لباس خانه، جلوي ما نشست و به سوالات مددكار و روان‌شناس تيم جواب داد.سن و سالش حدود ۳۰ است و سه سال پيش در خيابان با همسرش آشنا شده. از همان اول مي‌دانسته شوهرش معتاد است و تصميم مي‌گيرد انگيزه‌اي شود تا شوهرش اعتياد را ترك كند كه پدرش را از دست مي‌دهد و در همين ناراحتي‌ها، براي رسيدن به آرامش، به مصرف مواد گرايش پيدا مي‌كند. چند باري تفريحي استفاده مي‌كند تا اين‌كه گرفتار مي‌شود. يك سال و نيم هم شيشه مصرف كرده و بعد ترك مي‌كند، تا دو هفته پيش كه به قول خودش «مثل سگ» متادون را هم ترك كرده. سه ماه و نيم از بارداري‌اش گذشته بوده و او تازه متوجه بچه مي‌شود، اما پزشكش به او اجازه نمي‌دهد كه متادون را كنار بگذارد.پسرش حدود دو ماه پيش، معتاد متولد شد و دو هفته براي ترك در بيمارستان مفيد بستري بوده. بعد از مرخصي، عمه‌اش او را مي‌برد كه پيش خودش از او نگه‌داري كند و خيالش راحت باشد كه نوزاد سالم مي‌ماند. پدر هم تحت نظر پزشك ترك كرده و متادون مصرف مي‌كند.خواهرهاي آقا با ازدواج او و فريده مخالف بودند، بعد از ازدواج آنها و معتاد شدن فريده ديگر نور علي نور مي‌شود و بهانه حسابي دست خواهرها مي‌افتد و آنها هم چندين بار به خانه آنها مي‌آيند تا او را از خانه برادرشان بيرون كنند، اما برادر با اين‌كه معتاد است، هنوز هوش و حواسش را از دست نداده و همسرش را دوست دارد و مي‌گويد به هيچ قيمتي از او جدا نمي‌شود. حالا كه بچه آمده هر دو انگيزه بيشتري براي ساختن زندگي سالم پيدا كرده‌اند، اين را فريده مي‌گويد و پسرش را با قربان صدقه بغل مي‌گيرد و اضافه مي‌كند كه اگر اميرسام نباشد، باز برمي‌گردد به مواد.
پشت در پشت، ميراث شيشهپرونده ديگري كه تيم سيار اورژانس اجتماعي براي بررسي آن رفت، در منطقه‌اي در جنوب پايتخت بود. طبق معمول تيم در خيابان اصلي و دور از منزل مورد نظر پياده شد و در كوچه‌ها به دنبال پلاك موردنظر گشت.وارد منزل شديم، آپارتماني تقريبا ۴۰ متري در طبقه سوم ساختمان. تماس گيرنده، مادربزرگ مهسا بود كه ۱۲ سال دارد و طبق قانون هنوز كودك به حساب مي‌آيد. بدون اين‌كه كسي سوال كند، مادربزرگ كه دل پُري داشت شروع به گفتن جريان كرد. مادر، پدر و عموي مهسا هر سه به شيشه اعتياد دارند و در خانه‌اي در كرج زندگي مي‌كنند. پدرش تعادل رواني ندارد، آن‌قدر كه همان سال‌ها هم كه معتاد نبوده از خدمت سربازي معافش كرده‌اند. او مهسا و مادرش را هميشه به شدت كتك مي‌زند و گاهي هم از خانه بيرون مي‌كند. خرج تحصيل و خريد مايحتاج مهسا را مادربزرگ كه پرستار ۲۴ ساعته است مي‌دهد و مهسا هر وقت تعطيل باشد به خانه آنها مي‌آيد. شاگرد زرنگ كلاس اول راهنمايي مدرسه است. او كه با چشم‌هاي روشن و نگران حواسش به حرف‌هاي مادربزرگ است كه چيزي را از قلم نيندازد، مي‌گويد: «بيشتر وقت‌ها با صورت و تن كبود به مدرسه مي‌روم و بعضي وقت‌ها هم پدرم مدت‌ها نمي‌گذارد درس بخوانم، اما مدرسه هيچ وقت به من كمك نكرد كه از اين وضع راحت شوم.»مادربزرگ مهسا مي‌خواهد حضانت او را بر عهده بگيرد، پسرش هم مخالفتي ندارد، اما مادر نمي‌گذارد. مهسا مي‌گويد از طريق او بعضي از خيرين به خانواده‌اش كمك مي‌كنند، اما يك قران از اين پول خرج او نمي‌شود و پدر و مادر و عمويش با اين پول‌ها شيشه مي‌خرند و با هم دود مي‌كنند.مادربزرگ مي‌گويد بارها پسرهايش را بستري كرده كه ترك كنند، اما آنها باز هم به اعتياد برگشته‌اند. مادر مهسا هم هر بار مادرشوهرش خواسته كمكش كند، يا رگش را زده يا هرچه را دم دستش بوده شكسته. گويا اعتياد در اين خانواده ماندگارترين ميراث به حساب مي‌آيد. پدربزرگ مهسا هم زماني كه زنده بود به هروئين و ترياك اعتياد داشت تا هشت سال پيش كه اُوردوز مي‌كند و بر اثر سكته قلبي و مغزي فوت مي‌كند.شخصي براي آنها توضيح مي‌دهد كه با وجود اين‌كه عدم صلاحيت پدر و مادر براي نگه‌داري مهسا معلوم است، اما مادربزرگ بايد به اداره سرپرستي مراجعه كند، اعتياد پدر و مادر را ثابت كند و بخواهد كه سرپرستي نوه‌اش را برعهده بگيرد. و بعد از مدتي مي‌تواند نامه‌اي بگيرد كه حتي اين اختيار را به او مي‌دهد كه ديگر مهسا را به والدينش تحويل ندهد. براي كمك به اثبات اعتياد والدين هم به او اطمينان دادند كه اورژانس اجتماعي كرج به خانه مهسا مراجعه مي‌كند و گزارش اعتياد آنها را به اداره سرپرستي مي‌دهد.


بي‌قراري‌هاي ساعت ۹توي مطب دندان‌پزشكي نشسته‌ام. دكتر آمپول بي‌حس‌كننده‌اي توي لپم زده و منتظرم تا اثر كند. روبه‌رويم سه تا خانم نشسته‌اند. يكي‌شان يك خانم تقريبا ۷۰ ساله است كه با دختر حدودا ۴۵ ساله‌اش آمده‌اند اينجا. كارشان تمام شده و منتظر هستند تا آژانس بيايد دنبالشان. خانم سومي يك خانم ۵۰ ساله است كه او هم لپش را گرفته. شبكه سوم دارد تصاوير مردم سيل‌زده پاكستان را نشان مي‌دهد. خانم منشي كانال را عوض مي‌كند. هر سه خانم روبه‌رويي بي‌قرار به نظر مي‌رسند. گاهي به تلويزيون نگاه مي‌كنند، گاهي به ساعتشان، گاهي به من، گاهي به منشي دكتر.خانم ۵۰ ساله رو به من مي‌پرسد: «شما هم بي‌حسي زده‌ايد؟» سرم را تكان مي‌دهم كه يعني بله. بعد او هم سري تكان مي‌دهد و افسوس‌خورانه مي‌گويد: «پس نوبت شما قبل از منه.» مي‌گويم: «اگر شما عجله داريد، اول شما بفرماييد.»لبخندي از سر رضايت مي‌زند و تشكر مي‌كند. نمي‌دانستم تعارفم را اين‌قدر زود مي‌پذيرد. با خودم مي‌گويم: «عيبي ندارد، حتما عجله دارد!» خانم مُسن همچنان بي‌قرار است. به دخترش مي‌گويد: «يه زنگ بزن ببين چرا آژانس نيومد؟» دخترش هم حال و روز بهتري ندارد.

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-داستان‌هاي واقعي اجتماع : اعتياد

بازدید : 910
11 زمان : 1399:2

خيانت، پر ضررترين عمل در يك رابطه است كه نه تنها باعث خسارت هاي غيرقابل جبران به زن و مرد مي‌شود، بلكه اعتماد و اطمينان كسي كه مورد خيانت قرار گرفته شده را نيز نسبت به افراد ديگر از بين خواهد برد. در حالت عادي نارضايتي از مسائل متفاوت در يك رابطه باعث بي وفايي مي‌شود، ولي در كل هيچ بهانه اي براي اين عمل ناپسند پذيرفته نيست و بايد از آن اجتناب كرد.خوشبختانه در جامعه‌ي ما به‌دليل فرهنگ و آداب و رسوم كامل و با اصالت ايراني، تعداد زناني كه به شوهران خود خيانت مي‌كنند، بسيار اندك است. در زير برخي از دلائل بي وفايي زنان را مي‌خوانيد.
كنجكاوي و حسادت به‌نظر مي‌رسد بي ارزش ترين علت براي انجام خيانت، حس ماجراجوئي و ظهور كردن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان ديگر مي‌باشد. اين نوع سبب ها به طور معمول در زناني كه به نوعي داراي مشكل‌ها و كمبودهاي روحي در زندگي مي‌باشند، ديده شده و خوشبختانه داراي تعداد بسيار محدود است.
ارضاء نشدن جنسي مشكل برطرف نشدن نياز جنسي هم از جمله مواردي است كه گاهي توسل به پديده‌ي زشت و بد خيانت را در برخي زنان باعث مي‌شود. امروزه با پيشرفت علوم مختلف پزشكي، بسياري از مشكل‌ها و نقص هاي جنسي چه در مردان و چه در زنان به‌راحتي قابل درمان شده است.
ماديات و وضع اقتصادي با نهايت تأسف، بعضي از زنان به علت اين كه شوهر آنها داراي وضعيت مالي مناسب نيست و به مقدار نياز به آنها پول پرداخت نمي‌كند، فقط و فقط به‌خاطر پول (و نه لذت) برآورده شدن نيازهاي مادي خود، متاسفانه طرف ديگري كشيده مي‌شوند كه اين بسيار نمودار زشت و كريهي دارد چرا كه با كمي سعي و تلاش مي‌توان به آساني به خواسته‌هاي منطقي مادي زندگي دست يافت.
مورد ناديده گرفتن واقع شدن او اينگونه حس مي‌كند كسي كه ميل داشت تمام زمان خود را با او بگذراند، حالا اكثر اوقاتش را در محل كار و با همكاران و دوستان خود مي گذراند ، حس تنهائي به او دست مي دهد زيرا كه وقت همسر خود را مي خواهد با جواب منفي روبرو مي‌شود، به‌خاطر آن‌چه كه انجام داده، مورد تشويق و شوق واقع نمي شود، احساس تهي بودن مي كند چون شوهرش حتي انتظارهاي پيش پا افتاده اش را هم برآورده نمي‌كند.
توجه نكردن و بي‌اهميتي توسط شوهر تنها چيزي كه مي شود با اطمينان كامل گفت ، اين است كه همه‌ي زنان، تشنه و عاشق تعريف و تمجيد توسط شوهرشان هستند، علي الخصوص وقتي كه تفاوتي در آنها پديدار شود. اگر او موهاي بلند و طلايي خود را كوتاه و تيره كرده و توسط شوهرش مورد توجه و تمجيد قرار نگرفت. بايد توقع داشت شخص ديگري زحمت اين كار را تقبل كند!
ديدگاه غلط در مورد همسر برخي مردان با عرض تاسف به همسر خود فقط به‌عنوان يك ”شريك جنسي“ بها مي دهند و از ارزش‌هاي ديگر زندگي آگاه نيستند كه اين امر موجب مي‌شود به مسائل ديگر نپرداخته و مسير اصلي زندگي را گم كند و نهايت باعث سر افكندگي و پوچ‌گرائي را براي همسر خود به همراه خواهند آورد كه اين نيز فكر ”اشتباه“ خيانت را در او براي بر طرف كردن كمبودهاي زندگيش و به‌دست آوردن آن‌چه كه شوهرش از او دريغ نموده، چند برابر خواهد كرد.
تغييرهاي خيلي زياد وجودي و رفتاري شوهر او ديگر مانند قبل، مهربان و با محبت نيست، زود خشمگين مي‌شود، به هر دليل بحث به راه مي‌اندازد، كمتر حرف مي زند، بهانه تراشي مي‌كند، ايراد مي‌گيرد، به ظاهرش توجهي نمي كند، به همسرش اهميت نمي‌دهد، ديگر از صحبت هاي عاشقانه‌اش خبري نيست و همه‌چيز ناگهان عوض شده است.


نشان دادن علاقه‌ي بيشتر توسط طرف مقابل اگر فيلم ”بي‌وفا“ را تماشا كرده باشيد، متوجه خواهيد شد كه زنان به‌طور متوسط وقتي مورد وسوسه و اغواي شخص ديگري واقع مي شوند، شايد دچار گمراهي شوند، او پشيمان شود و دوباره رجوع كند اما به‌ چه ارزشي؟ آيا فايده آن را دارد؟
خيانت شوهر اگرچه همه‌ي زنان براي انتقام گرفتن از همسرشان به آنها خيانت نمي‌كنند، ولي اكثر احساس مي‌كنند حال كه مورد خيانت قرار گرفته‌اند، آنها نيز اجازه دارند همين حركت را انجام دهند. برخي فكر مي‌كنند بايد مزه تلخ داروئي كه به‌ آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه غلط خود و آن‌چه كه بر سر همسرشان آمده، بشوند.

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-ده دليل بي وفايي و خيانت كردن زنان

بازدید : 1016
11 زمان : 1399:2

وفادار بودن براي مرد سخت نيست ‏بلكه غير ممكن است! يك زن براي يك مرد آفريده شده اما يك مرد براي زندگي با تمام زنها»! اين نظريه از آن هانري دومنترلان فرانسوي است. او در ادامه مي گويد:« مرد اگر به تاريكي مي‏رود و به زنش خيانت مي‏كند مقصر خودش نيست؛ مقصر خلقت و طبيعت است كه همه موارد خيانت را در او مهيا كرده است.
نظر فلاسفه در مورد وفاداري مرد“دومنترلان معتقد است كه مردان بعد از دو سال زندگي مشترك با همسرشان نمي توانند به همسر خود وفادار بمانند. از نظر اين دانشمند، زنان به دليل ذات متفاوتشان مي توانند با خيانت همسرشان كنار بيايند و براي اين ادعا زنان فرانسوي را مثال مي زند و مي گويد:« در فرانسه اگر شوهري مرتكب بي وفايي‏ شود زنش احساس نارضايتي نمي‏كند يا عصباني نمي‏شود؛ زيرا با خودش صحبت مي كند كه او فقط تنش را با خودش پيش ديگري برده نه روح و احساساتش را، روح و احساساتش براي من است».
▪ دكتر راسل لي ، استاد زيست شناسي نيز اعتقاد دارد كه قانع بودن مرد به يك زن ازنظر كميت خيانت به نسل بشر است؛ زيرااكتفا كردن مرد به يك زن نسل او را ضعيف مي كند ولي نسل در چند همسري توانا و قدرتمند مي شود.
▪ ويل دورانت، طبيعت مرد را ذاتا چند همسري مي داند و مي گويد:« فقط نيرومندترين قيود اخلاقي، ميزان مناسبي از فقر، كار سخت و نظارت دائمي همسر مي تواند تك همسري را به مرد تحميل كند»


آيا مردان خيانت كارند.
برخي پزشكان هم «پوليگام‏» بودن مرد- تنوع دوستي و تعدد خواهي- و « منوگام» بودن زن- انحصار خواهي و يكه شناسي- را يك امر واضح مي دانند و دليلشان هم اين است كه درمرد ميليون ها سلول «اسپرم» توليد مي شود در حالي كه زن در دوران آمادگي جز يك تخمك در تخمدان توليد نمي كند».
بعضي ها ها هم همچون « آنيتا لوس » مي گويند كه مردها هميشه «موطلايي ها»( كنايه از زنان بد) را به ياد مي آورند!
نظر مثبت در مورد وفاداري مردان▪ اما متفكران و دانشمندان اسلامي نظري به جز از اين دارند. استاد مرتضي مطهري، نظر متفكران غربي را قبول نكرده و نقض كرده است و در اين باره مي گويد:« اين توصيف از طبيعت مرد به هيچ وجه درست نيست. الهام بخش اين دانشمندان دراين عقيده اوضاع خاص محيط اجتماعي آنها بوده نه طبيعت اصلي مرد. البته ما مدعي نيستيم كه زن و مرد از لحاظ زيست‏شناسي و روانشناسي وضع مثل هم دارند؛ بر عكس، اعتقاد داريم زيست شناسي و روانشناسي مرد و زن با يكديگر فرق دارد و خلقت از اين تفاوت هدف داشته است و به اين علت نبايد تساوي حقوق انساني زن و مرد را بهانه براي تشابه و يكنواختي حقوق آنها قرار داد. از نظر روحيه تك همسري نيز مطمئنا زن و مرد روحيه‏هاي متفاوتي دارند.زن طبعا تك شوهر است و چند شوهري بر ضد روحيه اوست؛ نوع تمنيات زن از شوهر با چند شوهري سازگار نيست. اما مرد ذاتا تك همسر نيست؛ به اين معني كه چند زني بر ضد روحيه او نيست. چند زني با نوع تمنياتي كه مرد از وجود زن دارد ناسازگار نيست».

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-مردان وفادار هستند يا خيانت كارند؟

بازدید : 955
11 زمان : 1399:2

عزت نفس براي بقا و سلامت رواني انسان حياتي است. عزت نفس يكي از ملزومات عاطفي زندگي است و بدون آن بسياري از نيازهاي اساسي برآورده نمي شود.
يكي از مهم ترين عواملي كه انسان را از ساير حيوانات متمايز مي كند، آگاهي از خود است، يعني توانايي تشكيل يك هويت و اختصاص دادن ارزشي به آن. به بيان ديگر، اين ظرفيت در انسان وجود دارد كه تعريف كند كيست، و سپس ببيند كه آيا آن هويت را دوست دارد يا خير.
در واقع، عزت نفس بعد ارزيابانه خودپنداره- توصيف فرد از خود- است و اشاره به اين دارد كه چگونه خود را ارزشيابي مي كنيم. براي انسان اين امكان وجود دارد كه رنگها، صداها، شكلها و احساسهاي اصلي را دوست نداشته باشد. اما اگر فرد بخشهايي از خودش را دوست نداشته باشد، ساختار رواني او به شدت آسيب مي بيند.
در چنين شرايطي، شخص از هر چيز كه درد عدم پذيرش را به هر شكل وخيم مي كند اجتناب مي ورزد. چنين فردي در مسائل اجتماعي، تحصيلي يا شغلي ، كمتر پيشرفت مي كند ، زيرا توانايي دستيابي به پيشرفت و انتظار دستيابي به آن را در خود نمي بيند.
رابطه زناشويي و عزت نفسبرقراري و حفظ روابط دو طرفه و سالم اجتماعي براي او بسيار دشوار است و تنهايي و انزوا را بيشتر تجربه مي كند. از آنجايي كه عزت نفس با سازگاري رواني هم رابطه دارد، افراد با عزت نفس پايين غالبا نشانه هايي از مشكلات و بيماريهاي رواني از جمله اضطراب و تجربه تنش شديد- استرس- را تجربه مي كنند.
افراد با عزت نفس پايين توانايي خود براي ابراز تمايلات جنسي، مورد احترام و توجه بودن، شنيدن انتقاد، تقاضاي كمك يا حل مشكلات را سركوب مي كنند.
شخصي كه عزت نفس پاييني دارد براي اجتناب از قضاوتهاي بيشتر و عدم پذيرش مكرر، ديوارهاي دفاعي را برپا ميكند. ممكن است خود را سرزنش كند، عصباني و نااميد شود يا خويشتن را در فعاليتهاي آرمانگرايانه غرق نمايد و گاه نيز به الكل يا مواد مخدر، روابط جنسي ناسالم و بزهكاري متوسل شود. به بيان ديگر ، عزت نفس پايين با آسيتهاي فردي و اجتماعي فروان همراه است.
صدها محقق به بررسي هزاران نفر در سنين و موقعيتهاي مختلف پرداخه اند تا عوامل موثر در عزت نفس را درك كنند. چه كساني عزت نفس بالاتري دارند، عزت نفس چه اهميتي دارد، چگونه مي تواند افزايش داده شود، و…
بررسي كودكان به وضوح نشان داده است كه شيوه فرزند پروري والدين طي سه يا چهار سال اول زندگي تعيين كننده ميزان عزت نفس كودك است.
حمايت عاطفي خانواده و عزت نفس كودكدر خانواده هايي كه والدين از حمايت عاطفي، شيوه كنترل مردم سالارانه و مبتني بر ملايمت ، گرمي و استدلال استفاده مي كنند، فرزندان به مراتب عزت نفس بالاتري نسبت به فرزنداني دارند كه در خانواده هاي استبدادي، كاملا آزادگذار يا طرد كننده تربيت شده اند. اما اغلب تحقيقات مربوط به كودكان برزگ تر ، نوجوانان و بزرگسالان، يك سوال مشترك دارند: علت چيست و معلول كدام است؟
موفقيت تحصيليآيا موفقيت تحصيلي به عزت نفس كمك مي كند، يا عزت نفس منجر به موفقيت تحصيلي مي شود؟ آيا موقعيت اجتماعي بالا، عزت نفس بالا را به دنبال دارد، يا عزت نفس بالا به فرد كمك مي كند به موقعيت اجتماعي بالا دست يابد؟ آيا موفقيت در مصاحبه هاي شغلي باعث مي شود كه فرد خود را دوست داشته باشد، يا چون خود را دوست دارد در اين مصاحبه ها بهتر عمل مي كند؟
اين همان سوال «اول مرغ بود يا تخم مرغ » است. به نظر مي رسد كه عزت نفس حاصل شرايط زندگي است، و از سوي ديگر شرايط زندگي به شدت تحت تاثير عزت نفس است. اما كدام يك اول مي آيد؟ اين سوال تلويحات مهمي براي افزايش عزت نفس دارد.
اگر شرايط خارجي تعيين كننده عزت نفس باشند، آن گاه كافي است شخص شرايط خود را بهبود بخشد تا عزت نفسش افزايش يابد. فرض كنيم شما عزت نفس پاييني داريد چون نتوانسته ايد ديپلم بگيريد، قدتان كوتاه است، مادرتان از خودش خشنود نبوده است، در پايين شهر زندگي مي كرده ايد. بنابر اين كافي است به كلاسهاي شبانه برويد تا مدركتان را بگيريد، بيست سانتي متر بلند تر شويد ، توسط مادر ديگري پرورش يابيد، و به بالاي شهر نقل مكان كنيد. آيا با اين اقدامات مي توان عزت نفس را افزايش داد؟
روش است كه چنين چيزي امكانپذير نيست . درباره والدين يا قد نمي شود كاري كرد. بنابراين فقط مي توان اميدوار بود كه وضعيت برعكس باشد، يعني عزت نفس تعيين كننده شرايط زندگي باشد. اين بدان معني است كه اگر شخص عزت نفس خود را بهبود بخشد، شرايطش هم بهبود خواهد يافت.
واقعيت اين است كه عزت نفس و شرايط زندگي رابطه غير مستقيم با هم دارند. عامل مداخله گر ديگري وجود دارد كه همواره تعيين كننده عزت نفس است و آن افكار فرد است.
براي مثال وقتي شخص در آيينه به خود نگه مي كند و مي گويد:« چه هيكل بدي پيدا كرده ام.» اين فكر مي تواند بر عزت نفس او اثر منفي بگذارد . اما اگر در آيينه نگاه كند و فكر كند:« به نظر مي رسد مدل موهايم خيلي خوب شده است»، اثر آن روي عزت نفس كاملا برعكس خواهد بود. در اين دو مورد تصوير فرد در آيينه همان است، تنها افكار فرق كرده اند.
با توجه به اينكه افكار نقش بسيار مهمي در چگونگي ادراك و احساسات ما دارند، بررسي افكار مي تواند در فراهم آوردن شرايط مناسب براي رشد و تقويت عزت نفس اهميت ويژه اي پيدا كند.
عزت نفس يا آواي درونمنتقد آسيب رسان واژه اي است كه اولين بار توسط يوجين ساگن براي توصيف صداي دروني نفس اي كه به فرد حمله مي كند و درباره او قضاوت مي كند، به كار رفت. هر فرد يك صداي دروني دارد. ولي در افرادي كه عزت نفس پاييني دارند، اين صدا بلندتر و خطرناك تر است.
منتقد شما را به خاطر اشتباهايتان سرزنش مي كند. منتقد شما را با ديگران (موفقيتها و تواناييهاي آنها) مقايسه مي كند تا نشان دهد شما چندان خوب نيستيد. منتقد معيارهاي غير ممكني را براي كامل بودن تعيين مي كند و سپس با كوچك ترين اشتباه، شما را به باد سرزنش مي گيرد. منتقد حساب همه شكستهاي شما را دارد، ولي هرگز نقاط قوت يا موفقيتهاي شما را به يادتان نمي آورد.
منتقد، نوشته اي دارد كه توضيح مي دهد شما چگونه بايد زندگي كنيد، و اگر نيازهاي شما باعث نقض قوانين او شود فرياد مي زند كه شما بد و خطاكار هستيد. منتقد به شما مي گويد كه بايد بهترين باشيد و اگر نباشيد ، به هيچ نمي ارزيد. او به شما ناسزا مي گويد- ناكارآمد، زشت، خودخواه، ضعيف – و به شما مي قبولاند كه همه اينها درست است.
منتقد فكر دوستان شما را مي خواند و شما را متقاعد مي كند كه آنها حوصله شما را ندارند، مجذوب شما نشده اند، از شما نااميدند ، يا از شما بدشان مي آيد. منتقد با تاكيد روي اينكه شما« هميشه حرفهاي غير منتطفي مي زنيد» يا «هميشه رابطه هايتان را خراب مي كنيد» يا «هيچ وقت كارهاي را به موقع تمام نمي كنيد» ، نقطه ضعفهاي شما را بزرگ جلوه مي دهد.
منتقد آسيب رسان در هر روز زندگي شما، مشغول تخريب احساس ارزشمندي شما ست. اين صدا كاملا با افكار شما درهم تنيده شده است. به طوري كه هرگز به اثر مخرب آن توجه نمي كنيد. حمله هاي شما به خود هميشه معقول و موجه به نظر مي رسند. اين صداي دروني بي وقفه و قضاوت كننده به نظر طبيعي مي رسد، و جزء آشنايي از وجود شماست. در واقع، منتقد با هر حمله هرگونه احساسات خوبي را كه فرد درباره خود دراد ، تضعيف مي كند و از بين مي برد.
صداي منقد مي تواند مردانه يا زنانه باشد. صداي منتقد شما مي تواند مثل صداي مادر يا پدرتان، و يا صداي خودتان باشد.
تاثيرگذارترين نكته در عزت نفساولين و مهم ترين نكته درباره منقد اين است كه هر قدر هم كه حمله هاي او اشتباه و ناشي از تحريف افكار باشد، تقربيا هميشه آنها را باور مي كنيم . قضاوت كردن درباره خود طبيعي به نظر مي رسد، زيرا شما كاملا مي دانيد كه چه احساسي داريد و چه كار مي كنيد. اما حملات منتقد بخشي از فرايند طبيعي توجه به آنچه احساس مي كنيد يا انجام مي دهيد، نيستند.
براي مثال، وقتي احساس خود در اولين قرار ملاقات با فرد مورد علاقه تان را بررسي مي كنيد، منتقد با تمام نيرو فرياد مي كشد كه بچگانه رفتار كرديد ، بلد نبوديد حرف بزنيد، عصبي بوديد، حوصله طرف را سربرديد، و او هرگز نخواهد خواست دوباره شما را ببيند. منتقد با اين كار مانع از اين مي شود كه واكنشهاي طبيعي و معقول خود در آن موقعيت را به خاطر بياوريد . منتقد عزت نفس شمار را مي گيرد.
منتقد پرحرف با صداي بلند خود بسيار زهرآگين است. زهر او براي سلامت رواني شما، از تقريبا هر آسيب يا فقداني بيشتر است . چرا سوگ و درد با گذشت زمان تخفيف مي يابد، ولي منتقد هميشه با شما و مشغول قضاوت كردن، سرزنش كردن و يافتن اشتباهات شماست. در مقابل منقد هيچ دفاعي نمي توانيد بكنيد. او مي گويد:«بازهم اشتباه كردي» و شما بي اراده احساس مي كنيد كه مشكل داريد و موجود بدي هستيد، مثل كودكي كه به خاطر زدن حرف شيطنت آميز سيلي خورده است.


افراد داراي عزت نفس پايين ،خود را به درستي نمي بينند. در تصويري كه آنها از خودشان مي بينند، نقاط ضعف بزگ شده و كمالات كوچك شده است. اين گونه تصوير تحريف شده معمولا منجر به يك احساس شديد بي كفايتي در شخص مي گردد، چرا كه او در مقايسه با اطرافيان خود را خيلي حقير مي بيند. چنين فردي ديگران را در مقايسه با خودش با دقت و درستي بيشتري مي بيند، چراكه مي داند آنها در كنار نقاط ضعف ، نقاط قوتي هم دارند. در مقايسه با اين همه آدمهاي «بهنجار»، تصوير تحريف شده فرد از خودش پر از عيب و نقص به نظر مي رسد.

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-عزت نفس چيست و با چه عواملي در ارتباط است؟

بازدید : 949
11 زمان : 1399:2

چكيدهيك مطالعه جديد نشان داده است كه شكايت والدين از خواب بد كودكان بيش فعالشان تقريبا درست است
و اين كودكان بدتر از ديگر كودكان مي خوابند.
بر اساس اين مطالعه ۷۰ درصد از كودكاني كه دچار اختلال ADHD هستند
به سختي به خواب مي روند و آنها زمان طولاني را در رختخواب بيدار مي مانند.
مطالعات پيشين كه كيفيت خواب اين كودكان را با الكترودها مورد بررسي قرار داده بودند
در نشان دادن ارتباط بين كيفيت خواب و اختلال بيش فعالي و كمبود توجه شكست خوردند.
اما اين مطالعه جديد دانماركي نشان داد كه اين كودكان در خوابيدن نسبت به كودكان ديگر مشكل دارند.
سايت مركز مشاوره به نقل از نويسنده مسئول اين مطالعه مي نويسد:
“مطالعه ما تجربه اكثر والدين را در زمينه خواب بد كودكان بيش فعال تاييد كرده است،
و اين كودكان ديرتر از ديگر كودكان به خواب مي روند. در اندازه گيري هاي ما متوجه شديم كه كودكان مشكلات خواب بيشتري نيز دارند مانند خواب عميق كمتر.
در مورد ميزان طول خواب به صورت ميانگين كودكان بيش فعال ۴۵ دقيقه كمتر از ديگر كودكان مي خوابند”.
براساس تشخيص روانپزشكي دو نفر از سه نفر كودك مبتلا به ADHD مشكلات و اختلالات ديگري را نيز دارا مي باشند،
لذا وسال اين است كه خواب سبك و كم خوابي در كودكان با بيش فعالي و كمبود توجه چگونه رخ مي دهد.
كه احتمالا باعث افزايش خطر ابتلا به اختلال خواب نيز مي باشد.
ولي حتي زماني كه محققين در پي اين بودند كه كودكاني كه تنها تشخيص ADHD داده شده اند،
انها متوجه تفاوت زيادي در ميان الگوي گروه كنترل و گروه ADHD شدند.
الگوهاي خواب مخالف در طول روزخواب سبك و كم خوابي در كودكان با بيش فعالي و كمبود توجه
محققين همچنين در رابطه با الگوي خواب روزانه اين كودكان نيز تحقيق كردند. يافته ها محققين را متعجب كرد.


در اين مطالعه نشان داده شد، بر خلاف خواب شب كودكان مبتلا به اختلال ADHD نسبت به گروه كنترل در طول روز زودتر به خواب مي روند.
با در نظر گرفتن رفتار بيش فعالي در كودكان بيش فعال شايد اين مسئله عجيب به نظر ميرسد
اما خود اين رفتار بيش فعالانه ممكن است رفتار جبراني براي عدم توانايي چرت زدن در طول روز باشد.

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-خواب سبك و كم خوابي در كودكان با بيش فعالي و كمبود توجه

بازدید : 928
11 زمان : 1399:2

ارزش خود را حفظ كنيد و از راهي ديگر قوي تر به زندگي تان ادامه دهيد.
طلاق دردناك است و خلاص شدن از اين درد كار دشواري است. ولي براي بعضي از افراد طلاق مي تواند تاثيرات منفي در اعتماد به نفسشان داشته باشد.
ولي نبايد اين اتفاق بيافتد.
در اينجا چند نكته براي حفظ اعتماد به نفستان در اين مرحله‌ي گذار زندگي ارائه شده است:
از فكر كردن در مورد طلاق به عنوان يك شكست دست برداريد. ازدواجتان دوامي نداشته و به پايان رسيده است، و مانند شما بسيارزياد هستند، امروز ه طلاق بيشتر از قبل در جوامع مختلف بخصوص ايران صورت مي پذيرد.به ياد داشته باشيد كه جرأت آشنايي با آن را داشته باشيد حتي اگر اين آشنايي كار آمد نيست و باعث رنج شما مي شود. فكر كردن در مورد طلاق به عنوان انتقال به مرحله ي ديگري از زندگي تان- باعث مي شود كه شما براي مرحله ي بعدي تجربه ي بهتري داشته باشيد.
براي انچه از دست داده ايد غصه بخوريد.اگر شما مدام سعي در ناديده گرفتن قسمت هاي خوب ارتباط داشته باشيد (مطمئنان قسمت هاي خوبي هم وجود داشته است)، تا زماني كه اين كار را مي كنيد غصه دار خواهيد بود.بگذاريد براي قسمت هاي خوب ارتباط هم دلتان تنگ شود. بنابراين اين احساسات از شما عبور مي كنند و پراكنده مي شوند، و جاي جديدي براي احساسات جديدي فراهم مي شود.
اجازه ندهيد كه احساسات شما رفتارتان را تحت تاثير قرار دهد. عصباني بودن از همسر سابقتان يك چيز است و به دادگاه رفتن به خاطر آن چيز ديگري است. از دست دادن يك نفر هيچ تاثيري در شرايط ندارد؛ به خاطر سپردن آن هم به همين صورت است. احساس دوست داشته نشدن هم دردناك است. پيدا كردن يك رابطه ي جديد مي تواند درد را طولاني كرده و دو برابر كند.از روي احساسات كه ممكن ايت موقتي باشند عمل نكنيد. به جاي آن، بر اساس ارزش هاي خود عمل كنيد، در صورت وجود كودكان به انها عشق بورزيد، و به اهدافتان فكر كنيد.
هفت راهكار براي بازيابي اعتماد به نفس پس از طلاق
مشكلي نيست كه در ذهنتان به جلو و عقب برويد، ولي اينكه شما در زندگي واقعي تان بر طبق احساساتتان عمل كنيد دنياي شما را ويران خواهد كرد. بر روي رفتارتان كنترل داشته باشيد اين كار شما را تحت تاثير قرار خواهد داد.
۴٫ اين تصور را نداشته باشيد كه كودكانتان آسيب جبران ناپذيري دريافت كرده اند. تحقيقات نشان داده است كه زندگي كردن با والديني كه به صورت مكرر با يكديگر درگير هستند به كودكان آسيب مي زند. اگر ازدواج شما سطح بالايي از درگيري را دارد، طلاق شما مي تواند به كودكانتان آرامش بيشتري ببخشد.


ولي توجه داشته باشيد: چگونه طلاق گرفتن شما مي تواند تاثير خوبي بر روي كودكان داشته باشد…
۵٫ هيچگاه در مقابل كودكانتان از والد ديگر بدگويي نكنيد. مهم نيست كه همسرتان چه كاري انجام داده است، بد دهني در مقابل كودكان تنها باعث خراب شدن رابطه ي شما با كودكتان مي شود. اين گونه صحبت كردن به احساسات او آسيب خواهد زد.

منبع :مركز مشاوره و روانشناسي ايران-هفت راهكار براي بازيابي اعتماد به نفس پس از طلاق

بازدید : 899
11 زمان : 1399:2

روانشناسي كودك سه ساله تا پنج ساله به 1-روانشناسي دوره سه تا سه و نيم 2- سه و نيم سالگي تا 4 سالگي و 4 سالگي تا 5 سالگي تقسيم مي شود.
نقاط عطف رشد در روانشناسي كودك سه ساله تا 4سالگيبا تولد سه سالگي كودك شما، ديگر سال هاي حساس دو سالگي و سال هاي جادويي و هيجان انگيز سه و چهار سالگي شروع مي شوند، همان زماني كه دنياي كودك شما با فانتزي، تخيل و تصويرسازي هاي واضح احاطه شده است.
در طول اين مدت، در بسياري از حيطه ها بالغ مي شود.


روانشناسي كودك سه ساله تا 4 و 5 سالگي (2)
در اين قسمت برخي نقاط عطف رشدي مهم در اين سن اورده شده اند:
نقاط عطف حركتيمي تواند روي يك پا بايستد و به مدت پنج ثانيه در اين حالت بماند.بدون كمك از پله ها بالا و پايين مي رود.توپ را به جلو پرت كند و با پا به آن ضربه مي زند.توپ را با دستش پرت مي كند.با چابكي به جلو و عقب مي رود.مي تواند توپي كه به سمتش مي آيد را بگيرد.نقاط عطف در مهارت هاي ظريف حركتي و انگشتاناشكال چهارگوش را كپي مي كند.مي تواند يك انسان را با دو تا چهار قسمت اندامش بكشداز قيچي مي تواند استفاده كند.برخي اشكال هندسي را مي كشدشروع به كپي كردن برخي حروف مي كند.روانشناسي كودك سه ساله تا 4 و 5 سالگي (2)
نقاط عطف زبان و خصوصيت كودك سه سال و نيممفهوم شباهت و تفاوت را مي فهمد.برخي قوانين پايه گرامر را مسلط مي شود.مي تواند با جملات 5 تا شش كلمه اي حرف بزند.انقدر واضح حرف مي زند كه غريبه ها هم بفهمند.داستان و قصه مي گويد.نقاط عطف شناختي سه تا چهار سالهبرخي رنگها را به درستي نام مي برد.مفهوم شمارش را ميشناسد و ممكن است چند عدد را بداند.مسائل را تنها از يك نقطه نظر مي نگرد.حس زمان واضح تري را دارا خواهد بود.دستورات سه بخشي را دنبال مي كند.بخش هايي از يك داستان را به خاطر مي آورد.مفهوم شباهت و تفاوت را مي فهمد.درگير بازي هاي تخيلي مي شود.نقاط عطف اجتماعي و هيجانيبه تجارب جديد علاقه داردبا ديگر كودكان همكاري مي كند.نقش مادر يا پدر را بازي مي كند.بسيار در بازي هاي تخيلي پيشرفت مي كند.

منبع : مشاوره كودك و نوجوان-روانشناسي كودك سه ساله تا 5 ساله – راهنماي مادران

تعداد صفحات : 42

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 1801
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 54
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 379
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 6743
  • بازدید ماه : 4549
  • بازدید سال : 19272
  • بازدید کلی : 9736905
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی